خبرگزاری حوزه | صادق کاظمی، کارگردان مستند «صغری رئیس» در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با اشاره به محور اصلی این اثر اظهار کرد: «صغری رئیس» برای من بیش از آنکه صرفاً شرح زندگی یک زن سالخورده روستایی باشد، روایتی درباره رنج، امید و تلاش برای حفظ استقلال است. با زنی مواجه هستیم که در سالهای بسیار طولانی زندگی خود، دشواریهای فراوانی را پشت سر گذاشته و پس از فوت همسرش، مسئولیت تربیت شش فرزند را به تنهایی بر عهده گرفته است. آنچه شخصیت «صغری رئیس» را برای من جذاب کرد، این بود که او با وجود تمام محدودیتهای زندگی، هیچگاه خودش را تسلیم شرایط نمیکند. او در سنین بسیار بالا همچنان فعال است و تلاش میکند روی پای خودش بایستد. حتی جمعآوری چوبهایی که بخش مهمی از روایت فیلم را شکل میدهد، از نظر من تنها یک رفتار روزمره نیست، بلکه میتوان آن را نشانهای از روحیه او دانست؛ روحیهای که با سختی، تنهایی و محدودیت کنار میآید، اما استقلال خود را از دست نمیدهد. نکته قابل تأمل این است که «صغری رئیس» در دورهای از زندگی که معمولاً افراد انتظار دارند فرزندان و اطرافیان از آنها مراقبت کنند، فعالیتی را دنبال میکند که حتی برای خودش و دیگران دردسرهایی ایجاد کرده است. همین تناقض برای من تبدیل به یک پرسش دراماتیک شد که چرا یک زن سالخورده همچنان بر جمعآوری این چوبها اصرار دارد و چه معنایی پشت این رفتار وجود دارد.
وی با اشاره به جایگاه باورهای دینی در زندگی شخصیت اصلی فیلم گفت: «صغری رئیس» را نمیتوان صرفاً با یک تعریف سنتی یا مدرن توضیح داد. او ترکیبی از هر دو ویژگی را در خود دارد. از یک سو، بهشدت به سنتها، خانواده و باورهای مذهبی پایبند است و از سوی دیگر، نوعی استقلال و اعتمادبهنفس در رفتار او دیده میشود که شاید در نگاه نخست کمتر انتظار داشته باشیم. نماز و ارتباط با خدا برای او بخشی جداییناپذیر از زندگی است. در شرایط دشوار نیز ذکر و توسل را کنار نمیگذارد. این معنویت صرفاً یک عنصر تزئینی در فیلم نیست، بلکه بخشی از سازوکار مواجهه او با مشکلات زندگی است. او در تنهایی دوران سالمندی نیز از همین پشتوانه روحی استفاده میکند و همین مسئله کمک کرده است که در برابر دشواریها احساس شکست نکند.
کاظمی بیان کرد: یکی از موقعیتهای قابل توجه فیلم زمانی شکل میگیرد که اهالی روستا به دلیل نگرانیهای ناشی از انباشته شدن چوبها، تلاش میکنند از طریق باور مذهبی «صغری رئیس» وارد شوند و چوبها را برای پخت آش امام حسین(ع) از او بگیرند. او اما حاضر به این کار نمیشود و برای ندادن چوبها دلیل دیگری مطرح میکند. در حالی که همین شخصیت در موقعیتهای دیگری از فیلم، ارادت عمیق خود به امام حسین(ع) را نشان میدهد. این تضاد ظاهری، بخشی از پیچیدگی شخصیت او را آشکار میکند.
وی با اشاره به تصمیم «صغری رئیس» برای ازدواج نکردن پس از مرگ همسرش گفت: این تصمیم را نباید صرفاً با تعاریف امروزی از استقلال زن تحلیل کرد. او در آن زمان شش فرزند داشت و پیشنهادهایی برای ازدواج مجدد دریافت کرده بود، اما تصمیم گرفت زندگی خود را وقف فرزندانش کند. نگرانی اصلی او این بود که حضور ناپدری ممکن است فرزندانش را با آسیبهای روحی مواجه کند. بنابراین ترجیح داد سختی زندگی را خودش تحمل کند و فرزندانش را با زحمت بیشتری بزرگ کند.
کاظمی درباره مسئله قضاوت اجتماعی در فیلم نیز اظهار کرد: در ابتدا قصد نداشتم فیلمی درباره «قضاوت» بسازم. نقطه شروع، خود شخصیت بود. من پیش از ساخت فیلم نیز سالها «صغری رئیس» را میشناختم، اما شناخت من مانند بسیاری از مردم روستا، شناختی سطحی بود. حتی زمانی که تصمیم گرفتم درباره او فیلم بسازم، خودم نیز تصور میکردم شاید با زنی لجباز مواجه هستم که به دلیل علاقه شخصی یا منفعتطلبی چوب جمع میکند. اما مستندسازی برای من دقیقاً از جایی آغاز شد که این قضاوت اولیه زیر سؤال رفت. حدود دو سال ارتباط و رفتوآمد با «صغری رئیس» باعث شد متوجه شوم پشت رفتارهایی که در نگاه اول عجیب یا حتی آزاردهنده به نظر میرسند، گذشتهای طولانی و مجموعهای از تجربههای انسانی قرار دارد. به همین دلیل، فیلم نیز از همان نگاه اولیه مردم آغاز میشود و به تدریج مخاطب را از قضاوت سطحی به سمت شناخت عمیقتر شخصیت هدایت میکند.
این مستندساز درباره طولانی شدن فرآیند تولید اثر اظهار کرد: این دو سال برای فیلمبرداری اهمیت زیادی داشت. معمولاً در تولید مستندهای کوتاه، بهخصوص پروژههایی که با بودجه محدود ساخته میشوند، تلاش میشود فیلمبرداری در مدت کوتاهی انجام شود، اما من معتقد بودم زندگی این شخصیت را نمیتوان در چند روز ثبت کرد. به همین دلیل زمان زیادی را صرف همراهی با او کردم. نتیجه این همراهی، ثبت دورههای مختلف زندگی و تغییرات محیطی در فیلم است. فصلهای مختلف سال، مناسبتهای مذهبی و موقعیتهای متفاوتی از زندگی «صغری رئیس» در فیلم دیده میشود. حتی بخشی از تصاویر به دو دوره مختلف تاسوعا و عاشورا مربوط است. چنین امکانی زمانی ایجاد میشود که فیلمساز حاضر باشد برای شناخت شخصیت و جهان او صبر کند.
وی تأکید کرد: مسئله مهمتر از ثبت تصاویر، ایجاد اعتماد میان فیلمساز و سوژه است. در مستند شخصیتمحور، دوربین اگر نتواند وارد جهان واقعی شخصیت شود، بخش زیادی از حقیقت را از دست میدهد. رابطهای که طی این مدت میان من و «صغری رئیس» شکل گرفت، موجب شد بسیاری از لحظات طبیعی و عاطفی مقابل دوربین اتفاق بیفتد؛ لحظاتی که اگر رابطه صرفاً حرفهای و کوتاهمدت بود، احتمالاً هرگز ثبت نمیشدند.
کارگردان «صغری رئیس» درباره تأثیر رابطه عاطفی خود با شخصیت اصلی فیلم گفت: ارتباط من با «صغری رئیس» به مرور از رابطه معمول فیلمساز و سوژه فراتر رفت. برای من اهمیت داشت که او را صرفاً به عنوان یک شخصیت سینمایی نبینم، بلکه بتوانم انسانی را که سالهای زیادی از زندگیاش را پشت سر گذاشته، درک کنم. همین ارتباط طبیعی است که به نظرم به فیلم روح داده است. یکی از دغدغههای من در ساخت این اثر این بود که آیا جامعه امروز همچنان امکان پرورش و تداوم شخصیتهایی مانند «صغری رئیس» را دارد یا خیر. او نمادی از نسلی است که بخش زیادی از خواستههای شخصی خود را برای خانواده کنار گذاشته و مسئولیتپذیری را در مرکز زندگی خود قرار داده است. این مسئله را نمیتوان فقط در قالب یک داستان خانوادگی دید؛ موضوع به تغییر سبک زندگی، مناسبات اجتماعی و حتی تحولات مربوط به مفهوم خانواده و نقش زن ارتباط پیدا میکند. به نظرم مادربزرگهایی مانند «صغری رئیس» تنها شخصیتهایی برای ایجاد حس نوستالژی نیستند، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی و اجتماعی ما را نمایندگی میکنند. اگر قرار باشد این نسل به تدریج از میان برود، لازم است پیش از آنکه چنین تجربههایی فراموش شوند، آنها را ثبت و دربارهشان گفتوگو کنیم.
وی درباره بازخورد مخاطبان خارجی نسبت به فیلم اظهار کرد: حضور «صغری رئیس» در جشنوارههای خارجی برای من اتفاق خوشایندی بود. از نظر فنی نیز تلاش کرده بودیم فیلم در سطح قابل قبولی تولید شود و در بخشهای مختلف از عوامل حرفهای استفاده کردیم. با این حال، چیزی که بیشتر برایم اهمیت داشت، نوع ارتباط مخاطب غیرایرانی با شخصیت فیلم بود. مخاطب خارجی ممکن است با سبک زندگی یا باورهای مذهبی «صغری رئیس» آشنایی نداشته باشد، اما تنهایی، سالمندی، ترس، امید و تلاش برای ادامه زندگی، تجربههایی انسانی هستند که مرز فرهنگی نمیشناسند. فکر میکنم همین وجه انسانی موجب شده است مخاطبان خارجی بتوانند با فیلم ارتباط برقرار کنند. آنها شاید بسیاری از جزئیات فرهنگی زندگی او را نشناسند، اما احساسات و کشمکشهای انسانی شخصیت را درک میکنند.
وی درباره مسیر آینده فیلمسازی خود اظهار کرد: همچنان به مستندهای شخصیتمحور علاقه زیادی دارم، زیرا معتقدم مخاطب از طریق آدمها میتواند با مسائل بزرگتر اجتماعی و انسانی ارتباط برقرار کند. حتی موضوعاتی که در ظاهر اجتماعی یا سیاسی هستند، وقتی از مسیر زندگی یک انسان روایت شوند، تأثیر متفاوتی بر مخاطب میگذارند.
کاظمی در پایان بیان کرد: برای من شخصیت و قصه انسانها نقطه آغاز فیلمسازی است. ممکن است در آینده سراغ فیلمهای موضوعمحور نیز بروم، اما ترجیح میدهم مسائل را در دل زندگی آدمها روایت کنم و به جای ارائه مستقیم یک پیام، اجازه بدهم مخاطب از خلال تجربه یک شخصیت به آن معنا برسد. پروژههایی که اکنون در دست دارم نیز عمدتاً بر محور انسانها و قصههای آنها شکل گرفته و به نظر میرسد این رویکرد همچنان مسیر اصلی من در مستندسازی باشد.
انتهای پیام










نظر شما